محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4001
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : اين سخن به مروان بن مهلب رسيد و با آنها سخت گرفت و بترسانيدشان و دنبالشان كرد تا پراكنده شدند ، اما حسن از گفتار خويش باز نماند و مروان بن مهلب دست از او بداشت . گويد : توقف يزيد بن مهلب از وقتى كه با مسلمه روبرو شد هشت روز بود و چون روز جمعه چهارده روز رفته از صفر رسيد مسلمه كس پيش وضاح فرستاد كه وضاحيان و كشتىها را بيارد و پل را بسوزاند و او چنان كرد . گويد : پس از آن مسلمه بيامد و سپاهيان شام را بيار است كه با آنها سوى يزيد بن مهلب رفت ، جبلة بن مخرمه كندى را بر پهلوى راست نهاد . هذيل بن زفر عامرى را بر پهلوى چپ نهاد ، عباس نيز سيف بن هانى همدانى را بر پهلوى راست خويش نهاد و سويد بن قعقاع تميمى را بر پهلوى چپ خويش نهاد و مسلمه سالار همهء جمع بود . گويد : يزيد بن مهلب نيز بيامد ، حبيب بن مهلب را بر پهلوى راست خويش نهاده بود ، مفضل بن مهلب را بر پهلوى چپ خويش نهاده بود ، مردم كوفه همراه مفضل بودند و او سالارشان بود سواران ربيعه نيز كه جمعى فراوان همراهشان بود با وى بودند و عباس بن وليد سالارشان بود . غنوى گويد : ( هشام گويد : پندارم كه غنوى همان علاء بن منهال است ) يكى از مردم شام برون شد و هماورد خواست و كس به مقابله او نرفت ، محمد بن مهلب به هماوردى وى برون شد و به دو حمله برد كه دست خويش را حايل كرد ، كفى آهنين به دست وى بود ، محمد ضربتى بزد و كف آهنين را ببريد و شمشير در كف دستش فرو رفت و بر گردن اسب خويش افتاد ، محمد همچنان به دو ضربت مىزد و مىگفت : « داس براى تو بهتر است » گويد ، به من گفتند كه اين كس حيان نبطى بود . گويد : وقتى وضاح نزديك پل رسيد و آتش در آن افروخت و دود برخاست